دو تا چشمام دوتا سرباز مغرورن...

دوتا چشمام دوتا سرباز مغرورن

که مدت هاست از معشوقه شون دورن

دوتا سرباز که چند تا زن تنها

توی دلشوره هاشون رخت میشورن


دوتا دستام دوتا چاقوی بی دسته

دوتا قفل بزرگ دست و پا بسته

دو تا پارو دو تا پاروی بی قایق

دوتا کشتی با ده تا لنگر خسته


گلوم خلوت ترین پس کوچه ی بن بست

سرم سرکش ترین فواره ی میدون

یه فنجون قهوه تو غمگین ترین کافه

یه عابر تو خیابونای سرگردون


چشامو بستم و وا کردم و دیدم

یکی از بال ِ بسته م آسمون ساخته

یکی بختک شده افتاده رو سینه م

یکی از استخونام نردبون ساخته


سرم چندتا کتاب رنگ و رو رفته

یه بالون با طناب ِ از گلو پاره

یه اعدامی که اُمیدش به دنیا نیست

ولی دنیا براش جذابیت داره


نه دنیا از سرم خیلی زیادی بود

نه پیشونی نوشتم بود کم باشم

به هر تقدیر شکلک در نیاوردم

فقط میخواستم شکل خودم باشم


گلومُ پاره کردم اما این مردم

بهم گفتن که دیوونه ست عاشق نیست

کسی باور نکرد این آدمه بی شکل

به غیر از عشق با چیزی موافق نیست


/ 3 نظر / 72 بازدید
raponzel

این کدوم البوم چاووشیه ؟ فک کنم اخری باشه ابراهیم اره؟

raponzel

ممنون جالبه که نشنیده بودم